اولین مسافرت نی نی گولو به مشهد
سلام نفسی.
خوبی گل مامان؟انشاالله همیشه خوب باشی.
گل خوشبوی من،میدونی که من الان مشهدم برای تاسوعا و عاشورا اومدم مشهد.همه خیلی خوشحال شدن که من حامله ام.خاله های مامانی،دختر خاله جونم(مریم).عاشورا شبو خونه خاله مریم لالا کردیم منو تو باهم الهی فدات بشم.راستی اولین کادو رو هم از مامانی گرفتی.دوتا کتاب خوشگل.میخواستم بهترین چیزو بگیرم ولی دیدم عاشورا نمایشگاه کتاب بازه منم تو این روز بزرگ اولین کادو رو برات خریدم.امیدوارم کتابای دانشگاهتو بگیرم.
وصبح با هم رفتیم جنت تا شلوار بارداری بگیرم،ولی شلوار مناسب و دلخواه گیر نیاوردم.
مامانم خیلی اذیتم آخه شمکم یه کم بزرگ شده و خاله صدیق هم میگفت اگه از ناحیه شکم اذیت باشی یعنی نی نیت اذیته.
کوچولوی مامان خعلی ناراحتم که شلوار بارداری نگرفتم آخه میترسم تو اذیت بشی.حتما فردا میرم اگه شلوار پسند نکردم مانتو دامن میگیرم.
راستی نی نی گولوی من،دیشب از آلتون اومدیم بیرون و من خوردم زمین،خیلی ترسیدم،فقط وفقط برای شما ترسیدم.انشاالله که کاریت نشده.
امروز با ،باباهیت چت کردم.بدجوری دلتنگت شده.میگه عاشورا نذر کردم که سال دیگه برای کوچولو گوسفند قربونی کنم.
خوش بحالت عسلیه من.
عزیزکم زود بزرگ شو دوس دالم بزرگ بشی.
فعلا شب بخیر میوه ی دلم
بــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــوس



اولین مسافرت نی نی گولو به مشهد
